افق

زکات خواندن وبلاگ، دادن فیدبک به نویسنده است! لطفا خواننده خاموش نباشید.

مزاحمهای موبایلی

پنج‌شنبه 19 آذر 1388 15:54 نویسنده: بیرون از حصار نظرات: 3 نظر چاپ

   تا حالا شده شماره موبایلتان را برای کارخاصی در فرمی چیزی بنویسید و بعد هی به خاطر کارهای بی ربط با آن شماره تماس بگیرتد؟ 

   من در این مورد خیلی بدشانسم. هر جا شماره داده ام پشیمانم کرده اند. مثلا اگر شماره بدهم که برای اجاره ملک تماس بگیرند ممکن است مثلا برای فروش اقساطی چرم مشهد زنگ بزنند.  نمونه می خواهید؟ این هم نمونه: 

- من یک خبطی کردم شماره نحس موبایلم رو (که قبلا هم ازش کلی گرفتاری کشیده بودم)توی فرمهای کانون مهندسین نوشتم. مدتی پیش یک خانمی زنگ زده که:"سلام من فلانی هستم, شما منو نمی شناسید، شماره تون رو با پسرم که برای کاراش رفته بود کانون مهندسین یواشکی از دفتر نگاه کردم. من دو تا پسر دارم هر دو مهندسن. می‌خواستم ببینم می شه با شما بیشتر آشنا شیم؟ ضمنا ما خونمون فلان جاست. زیاد مذهبی نیستیم, یعنی میدونید اهل حجاب نیستیم، مشروب هم می خوریم ولی خیلی ولنگ و واز نیستیم(خدایی آدم این چیزها رو توی تلفن می گه؟) وضع پسرام هم خوبه. دفترشون هم فلان جاست. خودم شاغل بودم الآن بازنشسته ام, شوهرم نمایشگاه ماشین داره، عروسم مهندس باشه بهتره. پسر بزرگم اسکی هم می کنه. تو پیست فلان مربیه. کوچیکه الآن خارجه ولی داره میاد ایران. راستی شما متولد چه سالی هستید؟ آدرس بدم یه بار یواشکی برید دفتر ببینید ازشون خوشتون میاد یا نه؟ باورکنید پسرام خیلی خوبند، اصلا اهل دختر و این برنامه ها نیستند(آره ارواح عمّت)" و  الخ.

یک ساعت تمام بدون اینکه اجازه بده یک کلمه حرف بزنم اینها رو یه نفس گفته. اما یه بار از خودش نپرسیده که اجازه داشته یواشکی شماره مردم رو بدزده زنگ بزنه یا نه؟   

 

- امروز دوباره یکی زنگ زده که: "خانم میشه شما 200 متر سهمیه تون رو به من بفروشید به متری *تومان؟"(اونم چه قیمت پرت و پلایی. مرتیکه فکر کرده من نشتم خونه آشپزی و بافتنی می کنم و سهمیه می فروشم که از گرسنگی نمیرم). میپرسم من شما رو نمی‌شناسم. شماره من رو از کجا آوردین؟ می گه از کانون مهندسین!  

   به هر حال من نمی دانم اونجا تلفن من رو روی ورق A1 پرینت کردن زدند به دیوارها یا ظهرا بعد از ناهار با شماره من بلوتوث بازی می کنند  یا مثلا روی نقشه ها بغل اونجا که علامت شمال نقشه رو می زنند شماره من رو هم می نویسند و خلاصه قضیه چیه که هر کی از اونجا رد می شود یک زنگی هم به من می زند.

حالا اینا فقط دو نمونه بودند، از این موردها زیاد پیش اومده که چون من وضع تایپ کردنم خیلی خرابه و همین الآن هم بس که رو کیبورد کوبیدم انگشتام کج و معوج شده اند، مجال توصیفش نیست. 

    خلاصه کلام این که شماره موبایلم شده بلای جونم. جای اینکه طرف زنگ بزند که:" ما یه ساختمان داریم و دنبال ناظر می گردیم. خانم مهندس بیا زحمتش رو بکش"  هی زنگ می‌زنند می روند رو اعصابم. فکر کنم آخرش باید بروم از این کانون مهندسین یک شکایتی چیزی بکنم که دلم خنک بشود. بابا کلی پول عضویت گرفتید، کار نون و آب دار هم که پیدا نمی‌کنید. دیگه چرا شماره مردم رو خیرات می‌کنید؟ راستی گفتم خیرات، یادم باشد امروز بعد از ظهر یک سری بزنم ببینم. شب جمعه است شاید واقعا دم در شماره خیرات می‌کنند!