X
تبلیغات
رایتل

افق

زکات خواندن وبلاگ، دادن فیدبک به نویسنده است! لطفا خواننده خاموش نباشید.

سیسمونی

دوشنبه 12 بهمن 1388 13:33 نویسنده: بیرون از حصار نظرات: 3 نظر چاپ

خدا خودش شاهد است که من از اول زندگیم با ازدواج از نوع ایرانی مشکل داشته ام. اصلا هیچ قسمت این لامصب را نتوانسته ام هضم کنم، جذبش باشد پیشکش.  

از رسم و رسوم احمقانه آشنایی و خواستگاری گرفته تا صیغه و مهر و عقد و ازدواج و جهاز خرون و جهاز برون و پاگشا و سیسمونی. یک سری عملیات خاله زنکی پر حرف و حدیث.  

اصلاً به نظر من ریشه خیلی از مشکلات بعد از ازدواج مربوط به اختلاف نظرها در اجرای همین مراسم است. نمی دانم کی می خواهیم از شر این مسائل پیش پا افتاده خلاص شویم. تا کی باید مسائل مهم زندگی تحت الشعاع این مسائل پیش پا افتاده و در عین حال مزاحم قرار بگیرد. 

امروز همکاری که منتظر تولد اولین فرزندانش(بچه ها دو قلو هستند) است تعریف می کرد که به خاطر فشارهای شوهر و ترس ازحرف و حدیث خانواده شوهرش، میانه اش با خانواده خودش که خواسته اند برنامه خرید سیسمونی کمی سبک تر برگزار شود شکراب شده. هرچه فکر کردم نفهمیدم پدر و مادری که در زمان مجردی این خانم، هزینه هنگفت دانشگاه و  تحصیل و زندگیش را سخاوتمندانه تأمین کرده اند، چه وظیفه ای در قبال تأمین دو سری سیسمونی با هزینه ای حدود هشت میلیون تومان دارند؟ این چه رسم مزخرفی است که خانواده عروس باید تا ابدالدهر دنبال خرید کاسه و بشقاب و لحاف و تشک و تیر و تخته باشند؟