X
تبلیغات
رایتل

افق

زکات خواندن وبلاگ، دادن فیدبک به نویسنده است! لطفا خواننده خاموش نباشید.

عاقبت فضولی

شنبه 18 اردیبهشت 1389 12:16 نویسنده: بیرون از حصار نظرات: 1 نظر چاپ

آقای همکار که تازگی ها عقد کرده: پنج شنبه رفته بودیم قم با خانمم. 

من: وا! پنج شنبه پیش هم که اونجا بودین.هر پنج شنبه می رید اونجا؟ حالا چرا اونجا؟  این همه جای بهتر هست. چه گیری دادین به قم؟...........

آقای همکار: آخه پدر زنم اونجا خونه داره. 

من: آها، خانواده خانمتون اونجا زندگی می کنن. 

آقای همکار: نه اتفاقا تهران زندگی می کنن. واسه همین می ریم اونجا. 

اینجاست که فضول به تته پته می افته!